معایشه

مترادف‌ها

معاش، زندگی، گذران روزگار

لغت نامه دهخدا

( معایشة ) معایشة. [ م ُ ی َ ش َ ]( ع مص ) با کسی زندگانی کردن. ( المصادر زوزنی ). زندگانی کردن با هم. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با معایشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در گذشته، بسیاری از مردم برای معایشه و گذران زندگی خود به کارهای کشاورزی و دامداری در روستاها مشغول بودند.

💡 تلاش برای معایشه در شرایط اقتصادی دشوار فعلی، نیازمند صبر، پشتکار و یادگیری مهارت‌های جدید برای ورود به بازار کار است.

💡 او تمام عمر خود را صرف تلاش برای معایشه و تأمین نیازهای اولیه خانواده‌اش در شرایط سخت و پرچالش کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران