معاشقت
مترادفها
دلبستگی، عشقبازی، معاشرت عاشقانه
متضادها
نفرت، بیزاری
لغت نامه دهخدا
معاشقت. [ م ُ ش َ / ش ِ ق َ ] ( از ع، اِمص ) عشقبازی کردن: غایت نادانی است... معاشقت زنان به درشتخویی. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به ماده بعد شود.
دلبستگی، عشقبازی، معاشرت عاشقانه
نفرت، بیزاری
معاشقت. [ م ُ ش َ / ش ِ ق َ ] ( از ع، اِمص ) عشقبازی کردن: غایت نادانی است... معاشقت زنان به درشتخویی. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به ماده بعد شود.