مضبعه

لغت نامه دهخدا

( مضبعة ) مضبعة. [م ُ ض َب ْ ب َ ع َ ] ( ع ص ) ناقة مضبعة؛ ناقه ای که سینه ٔآن پیش شده باشد و هر دو بازوی آن باز گردیده باشد.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).
مضبعة. [ م ُ ب ِ ع َ ] ( ع ص ) ناقة او اًمراءة مضبعة؛ ماده شتر یا زنی که آرزومند نر شده باشد. ( از لسان العرب )( از ذیل اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). حیوان ماده و یا زنی که آرزومند نر شده باشد. ( ناظم الاطباء ).
مضبعة. [ م َ ب َ ع َ ] ( ع اِ ) گوشت پاره زیر بغل به جانب پیش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). گوشت پاره زیر بغل از کنار پیش. ( ناظم الاطباء ). گوشت که به زیر بغل است. ( یادداشت مؤلف ). اللحمة التی تحت الابط. ( بحر الجواهر ).
مضبعة. [ م َ ب َ ع َ ] ( ع اِ )ج ِ ضَبْع و ضَبُع. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به ضبع شود.

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز