مضاغه

لغت نامه دهخدا

( مضاغة ) مضاغة. [ م ُ غ َ ] ( ع ص، اِ ) خائیده، و قیل ما یبقی فی الفم مما یمضغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). هرچیز خائیده شده و آنچه در دهان پس از خائیدن باقی ماند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مَضاغ شود.
مضاغة. [ م َض ْ ضا غ َ ] ( ع ص ) گول. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). احمق، زیرا وی در هنگام تکلم زبانش را می خاید. ( از اقرب الموارد ). گول و احمق. ( ناظم الاطباء ). || کثیرالمضغ. ( از ذیل اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز