مصغره
مترادفها
کوچک، ریز، خرد، مینیاتوری
متضادها
بزرگ، کلان، عظیم
لغت نامه دهخدا
( مصغرة ) مصغرة. [ م ُ غ ِ رَ ] ( ع ص ) ارض مصغرة؛ زمین کوتاه گیاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زمینی که گیاه وی کوتاه باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ارض مصغره زمین کوتاه گیاه