واژه «مُصَعْنَة» در متون لغوی عربی از ریشهای وصفی گرفته شده و به صورت صفت برای توصیف حالت گوش به کار میرود. در تعریفهای کهن لغتنامهای، این واژه در ترکیب «اذن مصعنة» آمده و به معنای «گوش تیز و برآمده یا گوش برافراشته و حساس» تفسیر شده است. منظور از این تعبیر، گوش حیوان یا انسانی است که حالت ایستاده، تیز و آماده شنیدن دارد و نسبت به صداها واکنشپذیرتر از حالت معمول است. از نظر معنایی، این واژه بیشتر جنبه توصیفی و تصویری دارد و برای بیان شکل ظاهری یا حالت فیزیکی عضو بدن به کار میرود. در ساختار زبانی عربی، چنین صفاتی معمولاً برای دقیقتر کردن توصیف اندامها یا ویژگیهای ظاهری به کار میروند. بنابراین «مصعنة» یک واژه صرفاً لغوی و توصیفی است و معنای انتزاعی یا مفهومی گستردهای ندارد. کاربرد آن در متون کهن بیشتر در حوزه توصیف حیوانات یا تشبیههای ادبی دیده میشود. این واژه نشاندهنده حالتی است که در آن گوش به سمت بالا متمایل شده و حالت هوشیار و گوشبهزنگ دارد. در نتیجه، معنای اصلی «مصعنه» را میتوان «گوش تیز و برافراشته» دانست که برای توصیف وضعیت ظاهری و حسی گوش در زبان عربی به کار رفته است.
مصعنه
لغت نامه دهخدا
( مصعنة ) مصعنة. [ م ُ ص َع ْ ع َ ن َ ] ( ع ص ) اذن مصعنة؛گوش تیز و ستیخ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).