مصدقات
مترادفها
تأییدها، صحهها
متضادها
تکذیبات، دروغها
لغت نامه دهخدا
مصدقات. [ م ُص ْ ص َدْ دِ ] ( ع ص، اِ ) متصدقات. زنان تصدیق کننده. رجوع به مصّدّق شود.
تأییدها، صحهها
تکذیبات، دروغها
مصدقات. [ م ُص ْ ص َدْ دِ ] ( ع ص، اِ ) متصدقات. زنان تصدیق کننده. رجوع به مصّدّق شود.