لغت نامه دهخدا
مشیوم. [ م َش ْ ] ( ع ص ) باخال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رویی باخال. ( مهذب الاسماء ). دارای خال سیاه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مَشیم شود.
مشیوم. [ م َش ْ ] ( ع ص ) باخال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رویی باخال. ( مهذب الاسماء ). دارای خال سیاه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مَشیم شود.
نامبارک، بد یمن، بد شگون، مشائیم جمع
با خال رویی با خال