لغت نامه دهخدا
مشرز. [ م ُ ش َرْ رَ ] ( ع ص ) آن که اطرافش با هم سخت و محکم بسته باشند و آن اعجمی است مشتق از شیرازه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مأخوذ از شیرازه فارسی، هر چیزی که بعضی آن را به بعضی دیگر بسته و کنارهای آن را شیرازه زنند و به هم منضم کنند. ( ناظم الاطباء ). کلمه منحوت از شیرازه فارسی: کتابی مشرز؛ شیرازه کرده. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).