مشاکات
متضادها
آسایش، راحتی، سهولت
لغت نامه دهخدا
مشاکات. [ م ُ ] ( ع مص ) شکایت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || آگاهی دادن از مکروهی که بدو رسیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
شکایت آگاهی دادن از مکروهی که بدو رسیده
آسایش، راحتی، سهولت
مشاکات. [ م ُ ] ( ع مص ) شکایت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || آگاهی دادن از مکروهی که بدو رسیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
شکایت آگاهی دادن از مکروهی که بدو رسیده