مسلحا
مترادفها
مسلح، مجهز
لغت نامه دهخدا
( مسلحاً ) مسلحاً. [ م ُ س َل ْ ل َ حَن ْ ] ( ع ق ) در حالت سلاح پوشیدگی. سلاح پوشیده.مسلحانه. با جنگ افزارها. ملبس به لباس و آلات جنگ.
جمله سازی با مسلحا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیروهای امنیتی به صورت مسلحا در تمامی نقاط حساس مرزی مستقر شدهاند تا از ورود هرگونه عامل تهدیدکننده به خاک میهن جلوگیری کنند.
💡 گزارشهای خبری حاکی از آن است که گروههای شبهنظامی به صورت مسلحا در مناطق جنگزده حضور یافته و بر کنترل مناطق استراتژیک نظارت میکنند.
💡 پلیس در جریان عملیات بازداشت متهم، با نیروهای مسلحا وارد ساختمان شد تا از بروز هرگونه درگیری یا خطر برای افسران خود پیشگیری کند.