مسرهد

لغت نامه دهخدا

مسرهد. [ م ُ س َ هََ ] ( ع ص ) سنام مسرهد؛کوهان فربه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || نعمت داده شده و تغذیه شده. || فربه و سمین. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مسرهدة شود.