مستنقش
مترادفها
نقشبسته، حکشده
متضادها
ساده، بیآلایش
لغت نامه دهخدا
مستنقش. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) نقاش و مصور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استنقاش شود.
نقشبسته، حکشده
ساده، بیآلایش
مستنقش. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) نقاش و مصور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استنقاش شود.