مستنجح
متضادها
شکستخورده، ناکام
لغت نامه دهخدا
مستنجح. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) درخواست کننده از کسی که حاجتش را برآورده سازد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استنجاح شود.
جمله سازی با مستنجح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از سالها تلاش بیوقفه و مطالعه مستمر در محیط دانشگاهی، بالاخره به عنوان یک دانشجوی مستنجح در رشته حقوق اسلامی شناخته شد.
💡 بسیاری از پژوهشگران در حوزه علوم انسانی، خود را به عنوان افرادی مستنجح در مباحث پیچیده فلسفی و منطقی که سالها مطالعه کردهاند معرفی میکنند.
💡 دانشآموز مستنجح پس از گذراندن تمام مراحل امتحانات نهایی و کسب نمرات لازم، توانست با افتخار گواهینامه پایان دوره خود را دریافت کند.