مستنجح
متضادها
شکستخورده، ناکام
لغت نامه دهخدا
مستنجح. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) درخواست کننده از کسی که حاجتش را برآورده سازد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استنجاح شود.
شکستخورده، ناکام
مستنجح. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) درخواست کننده از کسی که حاجتش را برآورده سازد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استنجاح شود.