مستفلی
مترادفها
پست، فرودست، خوار
متضادها
مستعلی، والا
لغت نامه دهخدا
مستفلی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مُستفل. نعت فاعلی از استفلاء، آنکه شپش جستن خواهد در سر. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استفلاء شود.
فرهنگ فارسی
شپش جستن خواهد در سر
پست، فرودست، خوار
مستعلی، والا
مستفلی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مُستفل. نعت فاعلی از استفلاء، آنکه شپش جستن خواهد در سر. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استفلاء شود.
شپش جستن خواهد در سر