لغت نامه دهخدا
مستعتب. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعتاب. رضا و خوشنودی خواهنده از کسی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || رضادهنده و راضی کننده کسی را. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعتاب شود.
مستعتب. [ م ُ ت َ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استعتاب. || ( اِمص ) استرضاء: ما بعدالموت مستعتب؛ یعنی استرضا. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعتاب شود.