لغت نامه دهخدا
( مساتاة ) مساتاة. [ م ُ ] ( ع مص ) با همدیگربازی شفلقة بازی کردن. ( منتهی الارب ). با کسی بازی شَفلقة کردن. ( اقرب الموارد ). و رجوع به شفلقة شود.
( مساتاة ) مساتاة. [ م ُ ] ( ع مص ) با همدیگربازی شفلقة بازی کردن. ( منتهی الارب ). با کسی بازی شَفلقة کردن. ( اقرب الموارد ). و رجوع به شفلقة شود.