مزوق کردن
مترادفها
آرایش کردن، زینت دادن
لغت نامه دهخدا
مزوق کردن. [ م ُ زَوْ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تزویق کردن. مزین کردن. رجوع به تزویق و مزین کردن شود.
فرهنگ فارسی
تزویق کردن
آرایش کردن، زینت دادن
مزوق کردن. [ م ُ زَوْ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تزویق کردن. مزین کردن. رجوع به تزویق و مزین کردن شود.
تزویق کردن