مزهد
مترادفها
زهد، پارسایی، تقوا
متضادها
دنیاطلبی، شهوتپرستی
لغت نامه دهخدا
مزهد. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) کم مال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). کم مال و درویش. ( ناظم الاطباء ). در حدیث است: أفضل الناس مؤمن مزهد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).