لغت نامه دهخدا
مزلئم. [ م ُ ل َ ءِم م ] ( ع ص ) رونده. || درگذرنده. || بلندبرآینده در سیر و جز آن. || کوچ کننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). سفرکننده. ( ناظم الاطباء ). || ثابت و برجای. ( منتهی الارب ).
مزلئم. [ م ُ ل َ ءِم م ] ( ع ص ) رونده. || درگذرنده. || بلندبرآینده در سیر و جز آن. || کوچ کننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). سفرکننده. ( ناظم الاطباء ). || ثابت و برجای. ( منتهی الارب ).