مروسنده

لغت نامه دهخدا

مروسنده.[ م َ س َ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از مروسیدن. آموخته شده و عادت کرده. عادت کننده به چیزی: ذومعمع؛ صابر و شکیبا بر کارها و مروسنده بر آن. رجل مرس؛ مردسخت مروسنده. ( منتهی الارب ). رجوع به مروسیدن شود.

یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز