مرفاق

لغت نامه دهخدا

مرفاق. [ م ِ ] ( ع ص ) جمل مرفاق؛ شتر که آرنج وی به پهلوی آن درخورد. || ناقة مرفاق، شتر ماده که پستانش ازبستن پستان بند درد کرده باشد و چون بدوشند آن را ازپستانش خون برآید. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مرفاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در معماری‌های قدیمی، طراحی دقیق مرفاق و محل قرارگیری آرنج‌ها در کالبد بنا، اهمیت بسیار زیادی برای حفظ تعادل و استحکام سازه داشت.

💡 پزشکان در دوران باستان، برای درمان دردهای مفصلی، از روغن‌های گیاهی خاصی بر روی مرفاق بیماران استفاده می‌کردند تا التهاب و درد کاهش یابد.

💡 در متون حقوقی قدیمی، عبارت مرفاق گاهی به معنای امکانات و تسهیلات مورد نیاز برای زندگی در یک منطقه خاص به کار می‌رفته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران