لغت نامه دهخدا
مرغزی وار. [ م َ غ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) همانند مرغزی. چون مردم مرو. بسان مروی:
مرغزی وار گر چه قافیه نیست
خود سلام علیک می نکند.انوری ( دیوان ص 389 ).
مرغزی وار. [ م َ غ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) همانند مرغزی. چون مردم مرو. بسان مروی:
مرغزی وار گر چه قافیه نیست
خود سلام علیک می نکند.انوری ( دیوان ص 389 ).