مرزا منشی
مترادفها
منشی، کاتب، دبیر
لغت نامه دهخدا
مرزامنشی. [ م ِ م َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نجابت. شرافت طبع. نزاکت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به میرزا و میرزامنشی شود.
فرهنگ فارسی
نجابت
جمله سازی با مرزا منشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ساختار اداری و دیوانی قدیم، مرزا منشی نقش بسیار مهمی در تنظیم مکاتبات رسمی و حفظ اسناد بسیار مهم در دربار پادشاه و دولت ایفا میکرد.
💡 او که به عنوان یک مرزا منشی با تجربه شناخته میشد، توانایی عجیبی در نگارش نامههای دیپلماتیک با ادبیاتی بسیار شکیل و فاخر داشت.
💡 بسیاری از وقایع تاریخی از طریق یادداشتها و روزنامههایی که توسط مرزا منشیها در طول دوران حکومت ثبت شده بود، امروزه بازسازی میشود.