مرزا
مترادفها
کاتب، نویسنده
لغت نامه دهخدا
مرزا. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) میرزا. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). صورت دیگری است از تلفظ کلمه میرزا. رجوع به میرزا شود:
بدین وسیله که مرزا سعید ما تنهاست
چه خوب کرد که فیاض رفت از دل ما.فیاض لاهیجی ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
آنکه هر کسی از وی نیکوئی یابد
جمله سازی با مرزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کامرانیهای دنیا کارگاه خودسریست با فضولی طبع چون خو کرد مرزا میشود