واژه «مردینه» در زبان فارسی و متون کهن به معنای جنس مرد یا نرینه انسان به کار رفته و در برابر واژه «زنینه» قرار میگیرد و به طور کلی به موجود یا فردی اشاره دارد که دارای جنسیت مردانه است. در این کاربرد، «مردینه» بیشتر یک واژه وصفی و نسبی است که برای تفکیک جنسیت در انسانها به کار میرفته و نشاندهنده حالت طبیعی یا زیستی مرد بودن است. در برخی متون ادبی و تاریخی، این واژه به صورت صریح برای اشاره به مردان یا گروهی از افراد مرد استفاده شده و جنبه توصیفی و جنسیتی داشته است. از نظر لغوی، فرهنگهای فارسی مانند عمید نیز آن را به معنای جنس نرینه انسان معرفی کردهاند که تأکیدی بر بُعد زیستی و طبیعی آن دارد. در نگاه علمیتر و در مطالعات جدیدتر، معادل masculine برای آن ذکر شده که علاوه بر جنسیت زیستی، به ویژگیهای مرتبط با مردانگی یا صفات فرهنگی و رفتاری منسوب به مردان نیز اشاره دارد. در این معنا، «مردینه» تنها به بدن مردانه محدود نمیشود، بلکه میتواند به ویژگیها، نقشها یا خصوصیات اجتماعی مرتبط با مردان نیز دلالت کند. در متون ادبی قدیم، این واژه گاه در تقابل با «زنینه» برای بیان تفاوتهای جنسیتی یا اجتماعی به کار رفته است. همچنین در برخی کاربردها، مفهوم آن گستردهتر شده و به هر آنچه با مردان یا ویژگیهای مردانه مرتبط باشد اشاره کرده است. این واژه امروزه در زبان گفتاری کاربرد ندارد، اما در متون ادبی، تاریخی و پژوهشهای زبانی قابل مشاهده است. به طور کلی، «مردینه» به معنای جنس مرد یا نرینه انسان و نیز هر ویژگی مرتبط با مردانگی است که در زبان فارسی و مطالعات زبانی به عنوان یک اصطلاح جنسیتی و توصیفی به کار رفته است.
مردینه
لغت نامه دهخدا
مردینه. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، اِ ) جنس مرد. مقابل زنینه:
که از دستش نخواهد رست یک تن
اگر مردینه باشد گر زنینه.ناصرخسرو.و از قنقلیان از مردینه به بالای تازیانه زنده نگذاشتند. ( تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 چ اروپا ص 83 ).
فرهنگ عمید
جنس نرینه از انسان.
فرهنگستان زبان و ادب
{masculine} [مطالعات زنان] داشتن ویژگی های متناسب با مردان یا در ارتباط با مردان
ویکی واژه
داشتن ویژگیهای متناسب با مردان یا در ارتباط با مردان.