مرحلۀ پیشین
مترادفها
مرحله قبلی، مرحله گذشته
متضادها
مرحلهۀ بعدی، مرحلهۀ آتی، مرحلهۀ پسین
فرهنگستان زبان و ادب
{front end} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مرحلۀ آغازین یک فرایند
جمله سازی با مرحلۀ پیشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با مقایسه دادههای فعلی با دادههای مربوط به مرحلۀ پیشین، مشخص شد که نرخ تورم نسبت به سال گذشته کاهش قابل توجهی داشته است.
💡 در ساختار این سازمان، مدیریت در مرحلۀ پیشین تمرکز خود را بر توسعه بازارهای خارجی قرار داده بود، اما اکنون بر کیفیت داخلی تاکید دارد.
💡 شرایط آب و هوایی در مرحلۀ پیشین فصل، بسیار سردتر از آنچه پیشبینی میشد بود و باعث بارش برف سنگین در مناطق کوهستانی گردید.