واژه «مذبوب» (بر وزن مفعول) یک کلمه عربی است که در منابع لغوی و متون کهن فارسی با چند معنای مرتبط اما متفاوت به کار رفته است و در هر مورد، نوعی آزار، آشفتگی یا درهمریختگی را در مفهوم خود دارد. در معنای نخست، این واژه به شخص دیوانه یا مجنون گفته میشود، یعنی فردی که دچار پریشانی عقل یا آشفتگی ذهنی شده باشد. در این کاربرد، «مذبوب» حالتی از اختلال روانی یا بیقراری شدید را بیان میکند که در زبان قدیم برای توصیف افراد از خود بیخود یا پریشانحال به کار میرفته است. معنای دوم این واژه به حیواناتی مانند شتر مربوط میشود و در ترکیب «بعیر مذبوب» به شتری گفته میشود که به شدت مورد آزار مگسها قرار گرفته و مگسها اطراف آن را احاطه کرده باشند. در این حالت، واژه تصویری از رنج و آزار مداوم ناشی از تجمع حشرات را منتقل میکند. معنای سوم این واژه به مکانها اختصاص دارد و به محیطی گفته میشود که در آن پشهها و مگسها به طور فراوان وجود دارند و آنجا را آزاردهنده و نامطبوع میسازند. در این کاربرد، «مذبوب» صفتی برای توصیف فضای آلوده و پر از حشرات مزاحم است. بنابراین این واژه در هر سه معنا، مفهوم نوعی آزار و ناآرامی را در خود حفظ میکند، خواه در انسان، حیوان یا مکان باشد. به طور کلی، این کلمه در متون قدیم واژهای توصیفی است که برای بیان حالتهای رنج، آشفتگی و مزاحمت شدید به کار میرفته است.
مذبوب
لغت نامه دهخدا
مذبوب. [ م َ ] ( ع ص ) دیوانه. ( منتهی الارب ). مجنون. ( اقرب الموارد ). || بعیر مذبوب؛ شتر مگس مکیده. ( از منتهی الارب ). اشتری مگس گرفته. ( مهذب الاسماء ). الذی اصابه الذباب. ( متن اللغة ).