مدروع
مترادفها
پوشیده، پوشانده
متضادها
بیدفاع، آسیبپذیر، بیحفاظ
لغت نامه دهخدا
مدروع. [ م َ ] ( ع ص )کشتی که بعض آن خورده شده باشد. ( ناظم الاطباء ): دُرِع َ الزرع؛ اُکِل َ بعضه. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
پوشیده، پوشانده
بیدفاع، آسیبپذیر، بیحفاظ
مدروع. [ م َ ] ( ع ص )کشتی که بعض آن خورده شده باشد. ( ناظم الاطباء ): دُرِع َ الزرع؛ اُکِل َ بعضه. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).