مخشل

لغت نامه دهخدا

مخشل. [ م ُ خ َش ْ ش َ ] ( ع ص ) فرومایه و دون. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رذل و فرومایه دون. ( ناظم الاطباء ). || رجل مخشل؛ مرد آراسته به زیور. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز