مخربه
مترادفها
ویرانه، خرابه، مخروبه
متضادها
آباد
لغت نامه دهخدا
( مخربة ) مخربة. [ م ُ رِ ب َ ] ( ع ص ) خلیة مخربة؛ ناقه بی قید برای دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || کندوی عسل تهی و خالی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ فارسی
ناقه بی قید برای دوشیدن