محروقه

لغت نامه دهخدا

( محروقة ) محروقة. [ م َ ق َ ]( ع ص ) مؤنث محروق. رجوع به محروق شود. || شمشیر بسیار بران. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) گیرایی آتش. فروزینه آتش. وقود. ( ناظم الاطباء ).

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز