محدودۀ حریق

مترادف‌ها

منطقه آتش‌سوزی، منطقه حریق

فرهنگستان زبان و ادب

{burned area, burn area} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] محدودۀ مشخصی از زمین که حریق در آن گسترش یافته باشد

جمله سازی با محدودۀ حریق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آتش‌نشان‌ها بلافاصله پس از مشاهده شعله‌های بزرگ، محدودۀ حریق را توسط نوار زرد و قرمز برای جلوگیری از ورود افراد بستند.

💡 طبق استانداردهای ایمنی ساختمان، هر محدودۀ حریق باید مجهز به سیستم‌های اطفای حریق خودکار و حسگرهای دود بسیار حساس و دقیق باشد.

💡 تیم‌های امدادگر پس از فروکش کردن آتش، شروع به بررسی دقیق محدودۀ حریق برای یافتن بقایای مواد سوخته و علت حادثه کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران