محترث
مترادفها
رایج، متداول، مرسوم
لغت نامه دهخدا
محترث. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) کشت کننده. ( از اقرب الموارد ). کشتکار و کشاورز و زارع و قلبه ران. || کاسب و کسب کننده و ورزنده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مُ تَ رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - احتراز کننده. ۲ - خویشتن دار.