محایا

مترادف‌ها

ظاهر، جلوه، نمود، چهره

لغت نامه دهخدا

محایا. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَحیا. ( منتهی الارب ). رجوع به محیا شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران