مجلوف

لغت نامه دهخدا

مجلوف. [ م َ ] ( ع ص ) رندیده پوست بازکرده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پوست کنده. ( از اقرب الموارد ). || خبزمجلوف؛ نان سوخته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نانی که تنور آن را سوزانده باشد. ( از اقرب الموارد ).

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز