مجامعه
مترادفها
نزدیکی، همآمیزی، ملاقات
لغت نامه دهخدا
مجامعه. [ م ُ م َ ع َ / م ُ م ِ ع ِ] ( ع اِمص ) مجامعة. رجوع به مجامعة و مجامعت شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) جماع کردن مباشرت کردن: علی بن ابی طالب و عبدالله بن عباس و... گفتند: بمعنی مجامعت است. ۲ - ( اسم ) جماع آرمش: روا نباشد مرد را مجامعت زن...