مثنیه
مترادفها
دوگانه، دوتا، مثنی
لغت نامه دهخدا
( مثنیة ) مثنیة. [ م َ نی ی َ ] ( ع ص ) ماده شتر عقال بسته. ( ناظم الاطباء ). تأنیث مَثنی. ماده شتر عقال بسته. ( از منتهی الارب ). || ارض مثنیة؛ زمین دو بار شیار کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
جمله سازی با مثنیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر بزرگ در این بخش از کتاب، با استفاده از قالب مثنیه، داستان حماسی و طولانی خود را با رعایت وزن و آهنگ بسیار دقیق روایت میکند.
💡 ساختار مثنیه در شعر کلاسیک فارسی به گونهای است که هر بیت دارای دو نیمبیت است که با هم قافیه و هم وزن هستند.
💡 برای حفظ آهنگ موسیقیایی متن، نویسنده داستان تصمیم گرفت که بخشهای مهم روایت را در قالب اشعار مثنیه و با ریتمی بسیار موزون بنویسد.