متکرم
مترادفها
بزرگوار، گرامی، محترم، ارجمند
متضادها
خسیس، بخل ورز، خوار
لغت نامه دهخدا
متکرم. [ م ُ ت َ ک َرْ رِ ] ( ع ص ) به تکلف کرم نماینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که به تکلف سخاوت و جوانمردی میکند. ( ناظم الاطباء ). || آن که از لؤم و جز آن دور باشد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سزاوار ستایش و مکرم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکرم شود.
جمله سازی با متکرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آنجایی که شما یکی از اعضای بسیار متکرم این انجمن علمی هستید، حضور شما در جلسه فردا بسیار باعث افتخار خواهد بود.
💡 مدیریت شرکت از تمامی کارکنان متکرم خود برای تلاشهای شبانهروزی که در طول این پروژه انجام دادهاند، صمیمانه قدردانی و تشکر نمود.
💡 ما از حضور آن شخصیت متکرم و برجسته در مراسم افتتاحیه نمایشگاه بینالمللی کتاب، بسیار خوشحال و خرسند هستیم و از شما سپاسگزاریم.