متکدر
مترادفها
کدر، تیره، غمگین
متضادها
شفاف، شاد
لغت نامه دهخدا
متکدر. [م ُ ت َ ک َدْ دِ ] ( ع ص ) تیره. ( آنندراج ). کدر و تیره. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تکدر شود. || آلوده و آشفته. || پریشان و مغموم و ملول. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
کدر، تیره.