متوحی
مترادفها
تنها، منزوی
لغت نامه دهخدا
متوحی. [ م ُ ت َ وَح ْ حی ] ( ع ص ) شتابنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). چابک و شتابان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به توحی شود.
تنها، منزوی
متوحی. [ م ُ ت َ وَح ْ حی ] ( ع ص ) شتابنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). چابک و شتابان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به توحی شود.