متنکرا
مترادفها
انکارکننده، تکذیبکننده
متضادها
تایید کردن، پذیرفتن
لغت نامه دهخدا
( متنکراً ) متنکراً. [ م ُ ت َ ن َک ْ ک ِ رَن ْ ] ( ع ق ) بطور ناشناس و بطور نکره. ( ناظم الاطباء ). بناشناس. ناشناخت. ناشناس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
انکارکننده، تکذیبکننده
تایید کردن، پذیرفتن
( متنکراً ) متنکراً. [ م ُ ت َ ن َک ْ ک ِ رَن ْ ] ( ع ق ) بطور ناشناس و بطور نکره. ( ناظم الاطباء ). بناشناس. ناشناخت. ناشناس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).