متناسل

مترادف‌ها

تولیدمثل‌کننده

متضادها

منقرض، بی‌تولید

لغت نامه دهخدا

متناسل. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) زائیده شده پی در پی و علی التوالی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران