متقاتل
مترادفها
جنگنده، مبارز
لغت نامه دهخدا
متقاتل. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) کارزارکننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). || بهم کشتن نماینده. ( از آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). هم دیگر را کشنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقاتل شود.
فرهنگ فارسی
کارزار کننده
جمله سازی با متقاتل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن نبرد خونین و تاریخی، نیروهای متقاتل با تمام توان خود برای حفظ قلمرو و دفاع از خاک وطن با دشمنان درگیر شدند.
💡 گزارشهای منتشر شده از میدان جنگ نشان میداد که گروههای متقاتل در مناطق مرزی با شدت بسیار زیادی در حال درگیری با گروههای شورشی هستند.
💡 تاریخ نشان داده است که شخصیتهای متقاتل و شجاع همواره نقش مهمی در تغییر مسیر وقایع بزرگ سیاسی و اجتماعی در دورانهای مختلف ایفا کردهاند.