متعاونه

مترادف‌ها

همکاری‌کننده، مساعد، مشترک

متضادها

رقابتی، ناهماهنگ

لغت نامه دهخدا

( متعاونة ) متعاونة. [ م ُ ت َ وِ ن َ ] ( ع ص ) زن کلان سال تندار. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). زن میانه سال تنومند قوی هیکل. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط