متعاطی
مترادفها
انجامدهنده، مصرفکننده، مرتکب
لغت نامه دهخدا
متعاطی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) ( از «ع طو» ) بدست گیرنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کسی که می گیرد چیزی را برای خوردن و یا آشامیدن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || برای یکدیگر هدیه فرستنده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تعاطی شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) به دست گیرنده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیرنده بدست گیرنده.
جمله سازی با متعاطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مراجع قضایی و نهادهای انتظامی بر این باورند که برای مقابله با جرم، باید علاوه بر برخورد با فروشندگان، به دنبال درمان و بازپروری افراد متعاطی نیز باشند.
💡 پزشکان متخصص در بخشهای بازپروری بر این نکته تاکید دارند که هر فرد متعاطی نیاز به مراقبتهای ویژه روانشناختی و پزشکی دارد تا از سقوط دوباره جلوگیری شود.
💡 گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که نرخ افرادی که به عنوان متعاطی تحت درمان قرار گرفتهاند، در سال گذشته نسبت به سالهای پیشین افزایش چشمگیری داشته است.