متصافح
مترادفها
آشتیکننده، صلحکننده
متضادها
دشمن، ستیزهجو
لغت نامه دهخدا
متصافح. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) هم دیگر دست گیرنده. ( آنندراج ). دست هم دیگر را گیرنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تصافح شود.
آشتیکننده، صلحکننده
دشمن، ستیزهجو
متصافح. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) هم دیگر دست گیرنده. ( آنندراج ). دست هم دیگر را گیرنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تصافح شود.