متشهی

مترادف‌ها

مشتاق، خواهان، طالب

متضادها

بی‌میل، بی‌اشتها

لغت نامه دهخدا

متشهی. [ م ُ ت َ ش َهَْ هی ] ( ع ص ) خواهانی چیزی کننده. ( آنندراج ). آرزومند و مشتاق و کسی که خواهان چیزی باشد پس از خواهانی و دارای شهوتی باشد پس از شهوت. ( ناظم الاطباء ).
متشهی. [ م ُ ت َ ش َهَْ ها ] ( ع ص ) خواسته و آرزو داشته شده. ( ناظم الاطباء )

فرهنگ معین

(مُ تَ شَ هّ ) [ ع. ] (اِفا. ) خواهندة چیزی، رغبت کننده، آرزو دارند.

جمله سازی با متشهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از یک روز طولانی و بسیار طاقت‌فرسا در محیط کار، او که از شدت خستگی درمانده بود، به شدت متشهی یک وعده غذای گرم و خانگی شد.

💡 مسافران پس از طی کردن مسیر دشوار جاده کوهستانی، به شدت متشهی نوشیدنی‌های خنک و میوه‌های تازه در استراحتگاه‌های بین راهی در طول مسیر بودند.

💡 کودک کوچکی که از مدت‌ها خبری از شیرینی‌های خوشمزه نداشت، با مشاهده‌ی آن شکلات‌های رنگارنگ در ویترین مغازه، بسیار متشهی و هیجان‌زده به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران