متشفی
مترادفها
بهرهمند، برخوردار
لغت نامه دهخدا
متشفی. [ م ُت َ ش َف ْ فی ] ( ع ص ) آن که شفا یابد از خشم. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). || فرونشانیده و تسکین شده و تسلی داده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
بهرهمند، برخوردار
متشفی. [ م ُت َ ش َف ْ فی ] ( ع ص ) آن که شفا یابد از خشم. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). || فرونشانیده و تسکین شده و تسلی داده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).