متسلم

مترادف‌ها

گیرنده، دریافت‌کننده

متضادها

دهنده، بخشنده، فرستنده

لغت نامه دهخدا

متسلم. [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) پذیرفته چیزی. ( آنندراج ) ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که می گیرد هر چیز بخشیده شده را و آن را در ملکیت خود نگاه می دارد.( ناظم الاطباء ). || کسی که اسلام آورده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || آن که راه می پیماید بدون خطا کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تسلم شود.
متسلم. [م ُ ت َ س َل ْ ل َ ] ( ع ص ) تسلیم شده و پذیرفته شده و تفویض شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود.

جمله سازی با متسلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از اتمام فرآیند بازرسی فنی، شخص متسلم مسئولیت کامل تحویل گرفتن تمامی قطعات حساس دستگاه را در انبار مرکزی پذیرفت.

💡 در متن قرارداد رسمی ذکر شده است که متسلم موظف است حداکثر تا پایان هفته آینده تمامی اسناد را امضا کند.

💡 کارمند مسئول که به عنوان متسلم شناخته می‌شود، رسید دریافت کالاهای آسیب‌دیده را با دقت بررسی و در نهایت ثبت نمود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران